دسستت را ميگيرم بال هايت را نوازش ميكنم .. بلند ميشوي و باهم حوالي جنگل ها و بيابان ها در كوچه باغ هاي قديمي
نگار خانه ها پرسه ميزنيم .. رودخانه اي را درست كنار كوه هاي مورد علاقه ات در دنياي زميني مان علامت زده ايم
كه سنگ ها حوضچه اي پديد اورده اند و تو از ان اب به اصطلاح عميق دل خوشي نداري ..
حالا ميتواني جوراب هاي معروفت را در بياوري و
همانطور كه بال ميزني با دستانت چشمانت را بگيري
پاي چپت را خم كني و ان يكي را تا جا دارد بكشي پايين
انگشتان پاي تراشيده ات با دستان خداوند به اب گواراي زمينيمان ميخورد
و با موجي كه ميسازي پيدا ميكني ماهي هايت را
اطمينان دارم اب سرد است و تو از خواب بيدار ميشوي تَب بُر نيست...
ما را در سایت تَب بُر نيست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 87